شعری از کتاب " مرگ خلاصه شد"

شعری از کتاب " مرگ خلاصه شد"
_______________________________


چون انار
می فشارمش در مشت
و هر قطره که بر خاک می افتد
از شکاف انگشتان
گوش می خوابانم بر زمین,
تا صدای رویش را بشنوم


گوش می خوابانم
بر نبض تاریک دانه ها
تا صدای زندگی را
بشنوم.


منصوره اشرافی

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

از فروغ همیشه فروزنده می گویم

چند صدایی باختین درجزیره ی سرگردانی و ساربان سرگردان

مقدمه ای بر زبان شناسی شعر فروغ فرخ‌زاد