۱۵ خرداد ۱۳۹۶

شعر

ای بغض های بارانی
و ای جوانه های روشن ِ شعر،
یاری ام کنید،
که وامانده ام
پای خسته
و دل آتشفشان
اما،
آرام و صبور
به یاری ام بیایید
ای دانه های پنهان ِ خاک
می خواهم برویم،
اکنون،
حالا.
-
منصوره اشرافی- از کناب سکوت سپری شده

۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۶

شعر

" سوال"
چیزی
که تراویده از خامشای هر دیوار
و باریده
از ابرهای عاشق
و پیچیده
بر گیاه صحرایی
و افتاده
برخاک
و روییده
درذهن ملول ذره ذره اش
با خاطرات درد و خون
و شکفته با بهار,
زندگی ست ؟
منصوره اشرافی- از کتاب " دریغا از عشق"

۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶

شعر


من
پنجره
ماه،
هرسه با هم
هر شب قرار داریم
به تماشا
نگاهش می کنم
چه نزدیک است با من
نگاهم می کند
چه دورم از او.
منصوره اشرافی- کتاب "مرگ خلاصه شد"
نقاشی از Salvador Dali

۱۹ فروردین ۱۳۹۶

شعر


آوریل ستمگر ترین ماه هاست
گل های یاس را از زمین مرده می رویاند ،
خواست و خاطره را به هم می آمیزد ،
و ریشه های کرخت را با باران بهاری برمی انگیزد .
زمستان گرممان می داشت ،
خاک را از برفی نسیان بار می پوشاند ،
و اندک حیاتی را
به آوندهای خشکیده توشه می داد .
تابستان غافل‌گیرمان می‌ ساخت
از فراز اشتارن برگرسه
با رگباری از باران فرا می‌ رسید
ما در شبستان توقف می‌ کردیم
و آفتاب که می‌ شد
به راهمان می‌‌ رفتیم ؛
به هوفگارتن
و قهوه می‌ نوشیدیم
و ساعتی گفت‌ و گو می‌ کردیم.
------
تی اس الیوت - سرزمین‌هرز‌‌‌‌‌‌‌
ترجمه‌بهمن‌شعله‌ور


۱۸ فروردین ۱۳۹۶

شعر


آواز ناشناس پرنده‌ی کوچک
پرتابم می‌کند،
به بی‌انتهای کشدار و مرموزی
که در آن،
نبض زندگی
در سکونی پایدار
تنها با یک صدا
می‌گوید،
من زنده‌ام.
https://www.facebook.com/ashrafi.mansoureh

۱۶ فروردین ۱۳۹۶

شعر

پرنده
شتابان به آشیانه بازگشت
و برگ های ابریشم,
به انزوای تاریک خود
چشم بستند.
عابران کوچه,
با خاطرات خوش روز
کنار بهار نشستند.
شب در راه بود.
-
منصوره اشرافی- از کتاب "خورشید من کجاست؟ "

Marc Chagall

۱۴ فروردین ۱۳۹۶

شعر

امید چونان پرنده ایست 
که در روح آشیان دارد 
و آواز سر می دهد با نغمه ای بی کلام 
و هرگز خاموشی نمی گزیند 
و شیرین ترین آوایی ست که 
در تندباد حوادث به گوش می رسد
و توفان باید بسی سهمناک باشد
تا بتواند این مرغک را
که بسیار قلب ها را گرمی بخشیده
از نفس بیندازد
من آن را در سردترین سرزمین شنیده ام
و بر روی غریب ترین دریاها
با این حال؛ هرگز؛ در اوج تنگدستی
خرده نانی از من نخواسته است.
-
امیلی دیکنسون- مترجم، ناشناس


۱۲ فروردین ۱۳۹۶

شعر

حریصانه تمام روز
کلمه گرد می‌آورم
در اتاق‌های کندو
و شب
به گاه چیدن
بر سفیدی ورق
تنها
نام تو پدیدار می‌شود.
-
منصوره اشرافی - از کتاب " نفس های پنهان"

۱۱ فروردین ۱۳۹۶

شعر

"علف"
اجساد را در" اوسترلیتز" و "واترلو" تلنبار کنید.
رویشان خاک بریزید و بگذارید کارم را بکنم-
من علفم. همه را می پوشانم.
و در" گتیزبورگ " تلنبارشان کنید
و در" ایپرس" و "وردن" تلنبارشان کنید.
رویشان خاک بریزید و بگذارید کارم را بکنم.
دو سال، ده سال، و مسافران از راهنما می پرسند:
اینجا کجاست؟
ما حالا کجاییم؟
من علفم.
بگذارید کارم را بکنم.
--------------------
کارل سندبرگ
اسامی خاص مربوط به جنگ‌های ناپلئون، جنگ داخلی آمریکا، و جنگ جهانی اول.
ترجمه بهروز حاجی‌ محمدی

۹ فروردین ۱۳۹۶

شعر

بهار،
از تو می شکفد
از نگاهت
از کلامت،
به سوی سپیده
به سوی نور،
تا قله های بلند تمنا
تا شکفتن تن ها
در بارش بی امان مهر
بهار از ما می شکفد
در یکی شدن.
منصوره اشرافی- از کتاب" سکوت ِ سپری شده"
Marc Chagall

۷ فروردین ۱۳۹۶

شعر


آنها عشق را کشته اند
و مردانی را که عشق می باختند.
آنها ترانه را کشته اند
 و کسانی را که ترانه می خواندند.
آری، آنها هر چه را که در زمین محبوب
لازم بوده است کشته اند
اما نه گل کوچکی را
که هنوز نشکفته است.
-
 خسوس لوپس پاچه کو _ ترجمه قاسم صنعوی

۶ فروردین ۱۳۹۶

شعر


از پرواز پرنده
شکفتن گل
ابر سیاه
آفتاب
کینه
عشق
دریا
جنگل
ستاره
آدم ها،
از هر چه می گویی
اما،
آزادی را از یاد مبر.
-
 منصوره اشرافی- از کتاب" سکوت ِ سپری شده"