پست‌ها

نمایش پست‌هایی با برچسب بیژن باران

زمستان

تصویر
بیژن باران ویوالدی 1678-1741 آهنگساز ایتالیایی، در 1723 کوراتت فصول یا 4 ویلون کنسرتو را در باره فصول سال نوشت. هر فصل ملودی ویژه خود را داشت.  او نتهای زیر استکاتو سیمین زهی را برای ترسیم سوز زمستان و طنین رعد و برق را برای تابستان بکار برد.  هر کنسرتو 3 موومان، 2 آلگرو تند و 1 لارگو / آدژیو کند، داشت که با غزل/ سونات سروده از ویوالدی اجرا شدند.  اکنون نزدیک 300 سال است که 4فصل ویوالدی در شهرهای جهان برای دوستداران موسیقی کلاسیک نواخته می شود. تغییر فصول روی ایرانیان اثر  ویژه ای داشته که از هزاره های دور در پیدایش جشنهای یلدا، چله، سده، مهرگان، نوروز، 13بدر خود را نشان داد. از دوره دبیرستان، 4فصل ویوالدی با کشش ناسوتی نوای ویلونش، حتی کنار صخره ای در کوههای شمال تهران و بعد بهنگام رانندگی، مرا به ترکیب متغیر فصلی ستارگان می رساند.  بهار، وقتی زمین در مدار تکرار خود را به خورشید نزدیکتر کند- دانه و جوانه برای فریاد رنگ و رایحه بیتابی کنند. در پندارم تویی با 7 قلم آرایش؛ پیچیده در ع...

صمیمیت عواطف در شعر فروغ فرخزاد

تصویر
  بیژن باران مثل همیشه ترسیده ام؛ حس کرده ام که باشما بیگانه هستم. –نامه ف.ف. به پدرش. خلاصه. می گویند: شنیدن کی بود مانند دیدن. دریافت حال و نیت گوینده با مشاهده عاطفه در سکنات و وجناتش میسر است. پس برای دریافت نیت گوینده حضور بهتر از شنیدن یا خوانش مطلب در غیاب گوینده است. نمایش موثرتر از فیلم، فیلم موثرتر از سی دی، سی دی موثرتر از کتاب می باشد. عاطفه شامل محرکات مانند خشم و احساسات مانند عشق است. اولویت عاطفه بر زبان در نقد روانکاوانه شعر جایگاه ویژه ای دارد. تبیین محرکه ها و احساسها کمک به درک لحن شعر می کند که بر زبان شعر مانند گزینش واژه ها و علامتها، چینش دستوری آنها، مفصل بندی ساختار شعر اثرگذار است. در این جستار 6 محرکه جهانشمول و مستقل از فرهنگ اقوام شادی، غم، شگفتی، اشمئزاز، خشم، ترس تعریف می شوند. سپس احساسهای مثبت مانند عشق و منفی مانند شرم توضیح داده می شوند. در پایان از شعر فروغ نمونه هایی از این عواطف آورده می شوند. آشکاری عواطف در شعر فروغ نشانه صمیمیت و صداقت اوست. تبلور این عواطف یکی از علل محبوبیت ش در نیم قرن...

زمان

تصویر
 Dutch Intérior. 1928. Oil on canvas. 129.9 x 96.8 cm. The Metropolitan Museum of Art, New York, USA بیژن باران من می مانم، رود می رود. رودخانه ای در من می گذرد. با ترنم لحظه های حباب در بیداری و خواب از روی ردیف موج و ماسه؛ لاک پشتی می پلکد، در کناره. از کودکیم مرا دور می کند- عصرهای تابستان گذران، دوره گرد، می خواند کوچه باغی؛ می شد دور. خمیازه خواب چادر شب را بر سر می کرد. رود از سکوت کوه به هیجان موج دریا می رسید. قصه سکوت را گاه زمزمه؛ گاه می خواند با خروش. گذر رود، پشیز لاک پشت مانده بجا در دور. رود می برد با خود قصه سکوت کوه. رودخانه ای در من از میان خاطرات درختان و دشت - در کنار، چوپان نی نواز بدور او، بع بع گوسفند، عطسه بز- دور می شود. رود می رود برای زندگی پویا، بیدرنگ از میان سکوت صخره و سنگ ایستایی ابدی مرگ زیر تشعشع آسمان. رودخانه ای در من جاریست. زیر ستارگان نور گذشته های دور کوههای کبود یادهای نامطمئن بادهای فراموش. رود می ماند، من می روم.

مونولوگ درونی

تصویر
  Green life by Mehrsan Javan بیژن باران ستيز من تنها با تاريكي است. و برای ستيز با تاريكی   شمشير به روی تاريكی نمی كشم؛   فانوس می افروزم. - زرتشت؟ در این نگینه، راوی از دیالوگ/ محاوره 2 نفره به مونولوگ درونی روی می آورد.  خلاصه .  باخود فکر کردن طبیعی است؛ ولی باخود حرف زدن شاید غیرعادی باشد. در ادبیات هر 2 اینها در ظرف 2-3 هزار سال گذشته بکار رفته اند. حرف زدن یک انسان میتواند باخود، یک سویه، یا با دیگران باشد. هر کدام از این رفتارها نام ویژه خود را دارد. در زبانهاهای غربی مونولوگ را برای تک گویی، سخنرانی را برای یکسویه گویی و محاوره را برای تعامل کلامی با دیگران مقوله بندی کرده اند. تک گویی میتواند گفتاری یا نوشتاری باشد. در هر 2 صورت راوی متکلم واحد است. ادبیات، هنری کلامی است که 7 ژانر/ نوع مختلف را در بر میگیرد: شعر، نمایش، داستان، فیلم، رسانه های سمعی/ بصری، خطابه، ارتباط گیری مجازی. در شعر معمولن مخاطب راوی، خواننده است. در نمایش راوی میتواند با حضار یا با شخصیتی غایب حرف بزند. داستان میتواند تحریر گفتار /ف...