پست‌ها

نمایش پست‌هایی با برچسب خورشید من کجاست؟

نگاهی بر مجموعه شعر منصوره اشرافی " خورشید من کجاست؟" میم - شنگرف

نگاهی بر مجموعه شعر منصوره اشرافی " خورشید من کجاست؟" - میم شنگرف نگاهی بر مجموعه شعر منصوره اشرافی " خورشید من کجاست؟"  این مجموعه شعر در برگیرنده 43 شعر با تاریخ های متفاوت سرایش است . اولین سوالی که به ذهن می اید این است که ، چرا شاعر چنین طیفی را به عنوان مجموعه ای ارائه داده است ؟ باید گفت شاید ارائه چنین نوعی از کار می تواند به تعبیری بیانگر این باشد که شاعر خواسته است در یک کارنامه کوچک چگونگی سیر تکوین و تفکر شعری خود را در طی سالها بیان کند و آن انسجام و یکدستی را که در این مسیر پیموده است نشان دهد.  فرق شاعر با دیگرانسان ها در این است که خود هر گونه اتفاق رابه تجربه می نشیند چرا که دنیای ذهنی شاعر با محوریت آفرینش شعرش به دنبال ناب بودن است . تجربه های شاعرانه بدون حضور در زبان نمی توانند وجود خود را ثبت کنند .  نگاه شاعر به جهان پیرامونش دیگر گونه است و در پس همین نگاه متفاوت است که دیگر گونه فکر می کند و از در آمیختن نگاه و اندیشه متفاوت ، تجربه ای متفاوت و شخصی به دست می آید. مجموعه شعر " خورشید من...

شعر

آفتاب، شرمگینانه می روید و کبوتران بال از خاکستر می تکانند دلها، وامانده در دستها می گریند و چشم ها، در چشم خانه های تاریک سراب می بینند پنجره ی بازِ کوچه تمامی خاطرات دنیا را مرور می کند. -- منصوره اشرافی

شعر

تصویر
پرنده شتابان به آشیانه بازگشت و برگ های ابریشم, به انزوای تاریک خود چشم بستند. عابران کوچه, با خاطرات خوش روز کنار بهار نشستند. شب در راه بود. - منصوره اشرافی- از کتاب "خورشید من کجاست؟ " Marc Chagall

یک شعر

دستم پر از تاول زخم وپیکرم آماج تیر های زهر آگین کینه و بر گونه ام ، سیلی سخت بی اعتمادی. و من ، این چنین سر سخت و استوار گام بر می دارم. و من، این چنین باید زاده شوم. این چنین سخت و پر درد و پر آزمون. بر مهر شان بوسه می زنم و بر درد شان اشک می ریزم و بر دوستی کجشان مغموم می شوم چرا که ، دوستشان دارم چرا که ، زخمم، از بهر آنانست. و من ، چه شاد و سر فراز چه عظیم خویشتن را می بینم. ---- منصوره اشرافی - از کتاب " خورشید من کجاست؟" منتشر شده در 1384

شعر

تصویر
ومن روئینه تنم نه چو نان اسفندیار  و آن دیگر که به پاشنه بمرد من روئینه تنم اینک، زیرا که به درگاه دوستی  ایستاده ام و تمامی پیکرمرا  عشق انباشته است سرفراز و قامت افراشته بر درگاه مهر در آماج تیرهای زهر آگین. _____ منصوره اشرافی- تاریخ سرودن شعر، 1360 چاپ شده در کتاب " خورشید من کجاست؟"1384

یک شعر از کتاب خورشید من کجاست

*** بعضی وقت ها زندگی ارزان می شود و همه آن را ارزانی تو می کنند بعضی وقت ها ، زندگی نایاب می شود و برای همین ، آن را از تو دریغ می کنند بوده است که زندگی را حراج کنند و تو در جیبت یک سکه هم نداشته باشی.   منصوره اشرافی از کتاب " خورشید من کجاست؟"