پست‌ها

نمایش پست‌ها از آوریل, ۲۰۱۷

شعر

تصویر
من پنجره ماه، هرسه با هم هر شب قرار داریم به تماشا نگاهش می کنم چه نزدیک است با من نگاهم می کند چه دورم از او. منصوره اشرافی- کتاب "مرگ خلاصه شد" نقاشی از Salvador Dali

شعر

تصویر
آوریل ستمگر ترین ماه هاست گل های یاس را از زمین مرده می رویاند ، خواست و خاطره را به هم می آمیزد ، و ریشه های کرخت را با باران بهاری برمی انگیزد . زمستان گرممان می داشت ، خاک را از برفی نسیان بار می پوشاند ، و اندک حیاتی را به آوندهای خشکیده توشه می داد . تابستان غافل‌گیرمان می‌ ساخت از فراز اشتارن برگرسه با رگباری از باران فرا می‌ رسید ما در شبستان توقف می‌ کردیم و آفتاب که می‌ شد به راهمان می‌‌ رفتیم ؛ به هوفگارتن و قهوه می‌ نوشیدیم و ساعتی گفت‌ و گو می‌ کردیم. ------ تی اس الیوت - سرزمین‌هرز‌‌‌‌‌‌‌ ترجمه‌بهمن‌شعله‌ور

شعر

تصویر
آواز ناشناس پرنده‌ی کوچک پرتابم می‌کند، به بی‌انتهای کشدار و مرموزی که در آن، نبض زندگی در سکونی پایدار تنها با یک صدا می‌گوید، من زنده‌ام. منصوره اشرافی - از کتاب "مرگ خلاصه شد" https://www.facebook.com/ashrafi.mansoureh

شعر

تصویر
پرنده شتابان به آشیانه بازگشت و برگ های ابریشم, به انزوای تاریک خود چشم بستند. عابران کوچه, با خاطرات خوش روز کنار بهار نشستند. شب در راه بود. - منصوره اشرافی- از کتاب "خورشید من کجاست؟ " Marc Chagall

شعر

تصویر
امید چونان پرنده ایست  که در روح آشیان دارد  و آواز سر می دهد با نغمه ای بی کلام  و هرگز خاموشی نمی گزیند  و شیرین ترین آوایی ست که  در تندباد حوادث به گوش می رسد و توفان باید بسی سهمناک باشد تا بتواند این مرغک را که بسیار قلب ها را گرمی بخشیده از نفس بیندازد من آن را در سردترین سرزمین شنیده ام و بر روی غریب ترین دریاها با این حال؛ هرگز؛ در اوج تنگدستی خرده نانی از من نخواسته است. - امیلی دیکنسون- مترجم، ناشناس

شعر

تصویر
حریصانه تمام روز کلمه گرد می‌آورم در اتاق‌های کندو و شب به گاه چیدن بر سفیدی ورق تنها نام تو پدیدار می‌شود. - منصوره اشرافی - ا ز کتاب " نفس های پنهان"