پست‌ها

نمایش پست‌ها از ژانویه, ۲۰۱۱

گفتگو اختصاصی "دیدگاه هنری ادبی" با حسین منصوری(فرزند خوانده فروغ فرخزاد)

تصویر
  نام حسین منصوری ، همواره نام فروغ فرخزاد را برایمان تداعی می کند. اما حسین منصوری جدا از اینکه ارتباطی نا گسستنی با فروغ دارد، بعنوان یک شخصیت مستقل، هویت خاص خود را داراست. خاطرات  وی و دورانی که در ارتباط تنگا تنگ با فروغ بوده، جزو  چیزهایی است که تنها  ویژه و در انحصار شخص وی است و از این رو،  فرزند خلف مادری می توان دانستش که در اشاعه هر چه بیشتر نام  فروغ تلاش و کوشش داشته است.   دی ماه و بهمن ماه  یادآور نام فروغ فرخزاد است،  بر آن شدم  با حسین منصوری  به این بهانه گفتگویی داشته باشم ، و در نهایت،  به  خاطر  پاسخ های صمیمانه اش سپاسگزارم.                                                                                   منصوره اشرافی   آقای منصوری...

تو میدانی چرا خودم نیستم ؟

تصویر
Henri Rousseau. Young Girl in Pink. 1893-5. Oil on canvas. 61 x 45.7 cm. The Philadelphia Museum of Art, Philadelphia, PA, USA حمید رضا اکبری شروه خودت نیستی این جاده انتها ندارد شاید منتظری که این " لعنتی ها دعایت " کنند فقط یک سلام جواب میدهی و بوی همیشگی سفر ادامه می دهد شب به سماع است بی دف ماه ! خودت نیستی / خودم نمی شوم در این نقطه بی انتها ی کور ! بگو لعنتی ها دعایم کنند / نمی کنند .

سپيده‌

تصویر
Henri Rousseau. Rendezvous in the Forest. 1889. Oil on canvas. 92 x 73 cm. The National Gallery of Art, Washington, DC, USA . آ رتور رمبو  شاپور احمدي من سپيده‌‌ي تابستان را در آغوش كشيدم. هنوز بر پيشاني كاخها لرزشي نبود. آب راكد بود. سايه‌ها در راه بيشه‌زار اردو زده بودند. مي‌رفتم، نَفَسهاي تند و گرم را بيدار مي‌كردم، و گوهرها را مي‌نگريستم، و بالها بي‌صدايي بر مي‌آمدند. نخستين مخاطره بود در كوره‌راهي آكنده از شادابي و تابشهاي پريده‌رنگ، و گُلي نامش را بر من خواند. خنديدم به آبشاري تُرد كه در ميان صنوبرها بر مي‌آشفت: بر ستيغ نقره‌گون ايزدبانو را به جا آوردم. آن گاه يك‌به‌يك پرده‌ها را كنار كشيدم. در گذر، دست جنباندم. در راه دشت، آنجا خروس را برملا كردم، در شهر، سپيده از ميان برجها و گنبدها مي‌گريخت، و دوان همچنان كه گدايي بر سكوهاي مرمر، به پيش مي‌راندمش. فرازگاهِ راه، نزديك بيشه‌ي برگ‌بو، در جامه‌هاي انبوهش او را در بر گرفتم، و اندكي پيكر بيكرانش را احساس كردم. سپيده‌ و بچه كنار بيشه پايين افتادند. به بيداري، نيم...

گريز از ماهی

تصویر
Henri Rousseau. View of the Ile Saint-Louis seen from the Port Saint-Nicolas. / Vue de l'Ile Saint-Louis prise du port Saint Nicolas. 1888. Oil on canvas. 46 x 55 cm. Setagaya Art Museum, Tokyo, Japan     آرش توكلي جايي در آيه هاي لهجه دار مردي آمده است پس از جنايت،شرح شرحه شرحه اش گريز از ماهي است : زير نور تير برق در سياهي بي کران آسمان که به درونِ چاه عميقي مي مانست ، باران از هم باز مي شد و با شتاب از آسمان مي گريخت و سراسيمه و پراکنده به زمين مي خورد انگار قطرات آب از ماهي معلق در آسمان پيشي گرفته باشند و روي پالتوي مشکي که همين زمستان پارسال خريده بودم و مرد برتن داشت،با رد خيسي گم شوند، مردي با لبهاي کلفت و گوشتالويي که در همان نظر اول مي شد فهميد تنها براي فحش دادن بازو بسته مي شوند، نا آرام،زير پنجره اتاقم پشت در آهني خانه ام ايستاده است و چنانکه يکسره زنگ را فشار مي دهد وگاهي به در مي کوبد هراسان به اين سوي و آن سوي خيابان مي نگرد ، شب زير باران وهمناک تر از هميشه است،نه غافلگيرکردن باران بهاري و نه ...