شعر
تابستان، دراز کشیده پشتِ نارنجیِ های تند در راه راه های تاریک و روشن تن می شُویَد آرام و خنک در غوغو های “موسی کوتقی” ها و موج می شود ازحاشیه های پرتقالی به کرانه های آبی با چشم های خواب تا بی انتهای دوردست غوغو غو، غوغو غو -- منصوره اشرافی- از کتاب ، نفس های پنهان