پست‌ها

نمایش پست‌ها از اکتبر, ۲۰۱۷

شعر

تابستان، دراز کشیده پشتِ نارنجیِ های تند در راه راه های تاریک و روشن تن می شُویَد آرام و خنک در غوغو های “موسی کوتقی” ها و موج می شود ازحاشیه های پرتقالی به کرانه های آبی با چشم های خواب تا بی انتهای دوردست غوغو  غو، غوغو  غو -- منصوره اشرافی- از کتاب ، نفس های پنهان

شعر

آسمان ستاره باران بود ستاره،      باران بود ستاره،    در جام لاله بی قراران بود ستاره،    نشانه ی خون یاران بود. -- منصوره اشرافی- از کتاب« سکوت سپری شده»

شعر

دیری ست به ترانه هایی که دریا می سراید نا خوانده مهمان می شوم خشمناک با گلوی هراسان قصه های ماه و آسمان دریا را هول می نشیند به بر پرسیدم اش، ساحل نجات کجاست؟ -- منصوره اشرافی- از کتاب سکوت سپری شده

شعر

دیری ست به ترانه هایی که دریا می سراید نا خوانده مهمان می شوم خشمناک با گلوی هراسان قصه های ماه و آسمان دریا را هول می نشیند به بر پرسیدم اش، ساحل نجات کجاست؟ -- منصوره اشرافی- از کتاب سکوت سپری شده

شعر

خورشید بر درگاه مغرب، در آستانه ی رسیدن اش فریاد بر آورد تا آدمیان را،  مددی گیرد خورشید بر درگاه مغرب درآستانه ی شکفتن و جوانه زدن در جدالی مهیب، فریادی بر کشید تا آدمیان را، شاید، مددی خورشید، درخون غلتان و آدمیان هر یک به گوشه ای گویی، گویی انگار خورشیدی نبوده است به کار. -- منصوره اشرافی- از کتاب«سکوت سپری شده»

شعر

جایتان سبز، ای سرسبزان غریب که به روییدن می اندیشید و به خوابی سرخ سرسبزان غریب بر تاراج خزان شوریدند، نه باغچه طلوع کرد در اندیشه شان و فرو ریخت، از نرده ی نور عشق فواره کشان. -- منصوره اشرافی- از کتاب«سکوت سپری شده»

شعر

برفروزان هیمه ی هستی را در بسیط جان با جرقه ای تا عشق شعله کشد در رگ ها و نور بتابد، در این سرد و سیاه. -- منصوره اشرافی- از کتاب سکوت سپری شده

شعر

دریوزگی از روزها یعنی، خط کشیدن در سیاه ترین اوراق در امتداد تکرار غلتیدن بر پهنه ی گلی، چون حباب تجدید عهد، با عشق های وامانده و تکرار هجای خونین خورشید، در تن علف های هرز و هراسیدن، از نفس هامان. -- منصوره اشرافی- از کتاب " سکوت سپری شده"

شعر

سکوت لحظه ها, نبض پرنده ست خاطره, ذهن پنجره و پرواز, واژه ای نو . - منصوره اشرافی - کتاب " نفس های پنهان"