پست‌ها

نمایش پست‌ها از ژوئن, ۲۰۱۸

از کتاب شعرهای سکوت

تصویر
تاریکی، از دور دست ها تا اینجا                   همه چیز را در بر گرفته صداهای شب  را می شنوم آرام و پیوسته          بر کرانه های دور می غلتند و نرمه نرمه های موج وارش دلم را می برند              تا افق هایی                            که در راهند. منصوره اشرافی«شعرهای سکوت»، نشر آفتاب عکس از هنرمند عزیز  Reza Artman

شعری از کتاب، شعرهای سکوت

تصویر
بید و برکه و مهتاب،                       در خواب هوا، رها و پرنده         در قفس، دلش را می برد               تا دوردست های پرواز. -- منصوره اشرافی- کتاب « شعرهای سکوت» نشر آفتاب، نروژ، ۲۰۱۸

انهدام_ نصرت رحمانی

تصویر
«« بعضی ها در حاشیه زندگی شعر هم می گویند، من در حاشیه شعر زندگی هم می کنم» نصرت رحمانی «انهدام» این روزها این‌گونه‌ام ببین: دستم، چه کند پیش می‌رود  انگار شعر باکره‌ای را سروده‌ام پایم چه خسته می‌کشدم، گویی کت بسته از خم هر راه رفته‌ام تا زیر هر کجا حتی شنوده‌ام هر بار شیون تیر خلاص را ای دوست این روزها با هر که دوست می‌شوم احساس می‌کنم آن‌قدر دوست بوده‌ایم که دیگر وقت خیانت است انبوه غم حریم  حرمت خود را از دست داده است دیری‌ست هیچ کار ندارم مانند یک وزیر وقتی که هیچ کار نداری تو هیچ کاره‌ای من هیچ کاره‌ام: یعنی که شاعرم گیرم از این کنایه هیچ نفهمی این روزها این گونه‌ام: فرهادواره‌ای که تیشه‌ی خود را گم کرده است آغاز انهدام چنین است این‌گونه بود آغاز انقراض سلسله‌ی مردان یاران وقتی صدای حادثه خوابید بر گور من بنویسید: ـ یک جنگجو که نجنگید اما، ... شکست خورد.   (نصرت رحمانی)

شعر

تصویر
. ای شب، ای شب   نرم و سبکبال                می خرامی   در کنارم ای شب، ای اندوه جاوانه ی همیشگی ای تیره گی   مدام که مرا در خود پنهانی ای شب، آن هنگام که در خلوت های دورت ستاره ای رخشان،                       طلوع می کند و می بارد بر سینه خاک،                هم چون آذرخشی بی تاب جان بی قرار مرا                      نیز،                          دریاب. منصوره اشرافی- از کتاب " شعرهای سکوت" - نشر آفتاب 2018 نقاشی از ونسان ونگوگ

یک شعر

. از ایوان شب   آسمان را می نگرم مسیر نور   را                   می پویم تا   بدانم هنگام خواهش خفتن ام با صبح، چندین ستاره فرو افتاده بر خاک چندین ستاره،                     زاده شده. منصوره اشرافی از کتاب " شعرهای سکوت"

نگاهی به کتاب " دالان ها "ی ذهن اثری از منصوره اشرافی

رقص خنجر ها در دشتی مشوش / یادداشتی از علیرضا ذیحق منصوره اشرافي را با شعرها ، نقاشي ها و نقد و تحليل هاي ادبي اش مي شناختم و ولي با چهره ي داستانگويي اش هيچ آشنايي نداشتم . كتاب " دالان ها "ی ذهن   اما مرا با زاو يه اي ديگر از خلاقيت بديع او همراه نمود و تصويري ديدم از نسلي سوخته كه با آرمان هايش عجين بود و تاوان هاي سخت چون رگباري كوبنده هستي اش را از ريخت مي انداخت . " دالان ها " مجموعه اي از روايت هاي داستاني است كه برخي از نظر ساختاري چنان گيرا و تكنيكي كار شده كه قصه اي تمام عيار مي باشند و بعضي در حد روايت باقي مي مانند و اين نيز همگون خواسته هاي نويسنده است كه دوست داشته چنين باشد و بيشتر ازآن كه با فرم و ساختار درگير باشد به بيان آلامي بپردازد كه عمري در خفاي دل اش پرورانده است و حالا مي خواهد پروازش بدهد . " دالان ها " بيش از آن كه ما را با بن بست ها مواجه سازد به نوري تابان در انتها سوق مي دهد و انساني است كه اميد چون موجي در دل اش لبريز است و عليرغم همه ي ناكامي هاي نسلي كه روزگاري جوان بوده و تا چشم باز كرده رقص خنجرها را شاهد بود...

خلق لایه هایی معناگر در ساده نویسی- نگاهی به کتاب "این تاج خار"نوشته :منصوره اشرافی

خلق لایه هایی معناگر در ساده نویسی نگاهی به کتاب "این تاج خار" نوشته :منصوره اشرافی انتشارات مینا –تهران شاعر کاری نمی کند ،جز کشف آن . یاسان اسکا سل   شعر هنری زبانی است و زبان شامل عناصری چون لحن ، واژه   در یک ساختار دقیق ساخته شده می باشند . اما واژه در زبان گفتاری یک علامت ودر شعر معنا ست . با ذکر این دو نکته وبا خوانش مجموعه   ما با پروسه هایی طراحی شده در متن روبرو      می شویم که در حال اتفاق می باشند . واین همان نکته ای است   که شعر شاعر را بر پایه بوطیقایی استوار می گرداند که مخاطب   را به دنبال خود می کشاند . عادت کرده ام که دروغ بگویم : -ممنون خوبم در حالی که می خواهم تف کنم این زندگی را که برایم ساخته اند . (ص 16) شعر های این مجموعه پراز تاویل متنی هستند که درچشم اندازی پر محتوا ، ساختار خود را شکل می دهند . ساختی که بر محور اجتماع   ومصا ئب آن خوش می درخشد . وگاهی نگاهی فر مالیستی به خود می گیرد و تعریفی برای گذشته وحال وآینده اند . جنگ چه راحت وآرام در میان   دشت زیبا -بر خ...

نگاهی بر مجموعه شعر منصوره اشرافی " خورشید من کجاست؟" میم - شنگرف

نگاهی بر مجموعه شعر منصوره اشرافی " خورشید من کجاست؟" - میم شنگرف نگاهی بر مجموعه شعر منصوره اشرافی " خورشید من کجاست؟"  این مجموعه شعر در برگیرنده 43 شعر با تاریخ های متفاوت سرایش است . اولین سوالی که به ذهن می اید این است که ، چرا شاعر چنین طیفی را به عنوان مجموعه ای ارائه داده است ؟ باید گفت شاید ارائه چنین نوعی از کار می تواند به تعبیری بیانگر این باشد که شاعر خواسته است در یک کارنامه کوچک چگونگی سیر تکوین و تفکر شعری خود را در طی سالها بیان کند و آن انسجام و یکدستی را که در این مسیر پیموده است نشان دهد.  فرق شاعر با دیگرانسان ها در این است که خود هر گونه اتفاق رابه تجربه می نشیند چرا که دنیای ذهنی شاعر با محوریت آفرینش شعرش به دنبال ناب بودن است . تجربه های شاعرانه بدون حضور در زبان نمی توانند وجود خود را ثبت کنند .  نگاه شاعر به جهان پیرامونش دیگر گونه است و در پس همین نگاه متفاوت است که دیگر گونه فکر می کند و از در آمیختن نگاه و اندیشه متفاوت ، تجربه ای متفاوت و شخصی به دست می آید. مجموعه شعر " خورشید من...

يادداشتي ازعليرضا ذيحق بر کتاب " معشوق بي صدا " نوشته ي منصوره اشرافي

يادداشتي از عليرضا ذيحق   بر  کتاب " معشوق بي صدا " نوشته ي  منصوره اشرافي منصوره اشرافي به عنوان يك هنرمند زن كه هم اهل شعر است و نقاشي و هم نوشتن، دركتاب " معشوق بي صدا " * رويكردي دارد به مبحث زن در هنر و خصوصا جايگاه زن در ادبيات فارسي كه پديد آورندگان آن عمدتا مرد بودند وتأ كيد بر نقش " معشوقه " بودن زن ، از رنگ و جلوه ي زيادي برخوردار مي باشد : " نقش معشوقه بودن نه تنها هيچ گاه به فراموشي سپرده نگشته ، بلكه شاخص ترين و برجسته ترين   نوع حضور زن در اين عرصه بوده است . " نويسنده   همچنين گريزي به ادبيات خلاقه ي زنان در صدسال اخير زده كه بارز ترين وجوه آن رادر آفرينش هاي شعري " پروين اعتصامي " و " فروغ فرخزاد" ديده و معتقد است : " اكثريت شاعران زن كه پروين اعتصامي نماينده ي بلامنازع آنان مي تواند باشد   با وجودي كه زن مي باشند اما شعري مردانه دارند ... زيرا مقتضيات زمان آنها را به ناچار وادار مي نمايد كه احساسات و عواطف خود را در مقابل جنس مخالف، در پشت پرده ي اخلاق پنهان بدارند ... تنها معدودي شاعر زن ب...