نمایش پستها با برچسب یانیس ریتسوس. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب یانیس ریتسوس. نمایش همه پستها
۱۲ بهمن ۱۳۹۵
۱۱ دی ۱۳۹۳
زن ها - یانیس ریتسوس
Michael Kenna
زن ها
زن ها چه بسیار دور افتاده اند. ملحفه هاشان بوی شبی خوش دارد.
آنها نان شان را به روی میز می گذارند تا به پرتی حواسشان پی نبریم,
آن گاه در می یابیم که کار بدی کرده ایم. بر می خیزیم و می گوییم:تو امروز بسیار خسته ای.
یا : صبر کن چراغ را من روشن می کنم.
وقتی که کبریت می کشیم, او آهسته رو می گرداند
و بر اثر کوششی توضیح ناپذیر به سوی آشپزخانه می رود.
پشتش کوهستانی کوچک است از مرارت پر بار مردگان بسیار
مردگان خانواده, مردگان خود او و نیز خود تو.
صدای پای او را بر تخته های کهنه می شنوی
می شنوی که بشقاب ها به روی قفسه ها می گریند
و سپس آوای ترن است که سرباز ها را به جبهه می برد.
یانیس ریتسوس ترجمه قاسم صنعوی
و بر اثر کوششی توضیح ناپذیر به سوی آشپزخانه می رود.
پشتش کوهستانی کوچک است از مرارت پر بار مردگان بسیار
مردگان خانواده, مردگان خود او و نیز خود تو.
صدای پای او را بر تخته های کهنه می شنوی
می شنوی که بشقاب ها به روی قفسه ها می گریند
و سپس آوای ترن است که سرباز ها را به جبهه می برد.
یانیس ریتسوس ترجمه قاسم صنعوی
اشتراک در:
پستها (Atom)
Mansoureh Ashrafi and her paintings
My Artworks - My painting shop https://www.gallea.ca/en/artists/mansoureh-ashrafi
-
محمود صفریان "....حیاط خانه ما در انتظار بارش یک ابر ناشناس خمیازه می کشد و حوض خ...
-
Joan Miró . Hermitage. 1924. Oil, pencil on canvas. 114.3 x 147 cm. The Philadelphia Museum of Art, Philadelphia, PA, USA . ...
-
محمد مسافر در این مقاله قصد دارم به صورت اجمالی به زبان ش...



