از فروغ همیشه فروزنده می گویم
محمود صفریان "....حیاط خانه ما در انتظار بارش یک ابر ناشناس خمیازه می کشد و حوض خانه ی ما خالی است ستاره های کوچک بی تجربه از ارتفاع درختان به خاک می افتند و از میان پنجره های پریده رنگ ِ خانه ماهی ها شب ها، صدای سرفه می آید حیاط خانه ما تنهاست ..." بی تردید فروغ شهاب درخشانی بود در آسمان تاریک شاعران زن سر زمین ما، خوش درخشید، و آنگاه که می رفت تا هر چه بیشتر اوج بگیرد ، چون گلی معطر و خوشرنگ از شاخه ی بالنده زندگی چیده شد و شعر پارسی را به سوگ نشاند. فروغ در زمستان زاده شد " دیماه " و در زمستان نیز با مرگی بسیار زود رس ما را تنها گذاشت " بهمن ماه " اما حاصل این دو زمستان گرمای لذت بخش سروده هایش است که بر جای مانده است. فروغ زود ازدواج کرد " در شانزده سالگی "، زود بچه دارشد " در هیجده سالگی " و زود رفت " در سی و دو سالگی " اما ماندنی ترین سروده های ناب را بر پیشانی ادبیات ما مُهر زد. فروع دفتر " اسیر " را در هیجده سالگی منتشر کرد، که در خود د...
نظرات