راهی - آذر کیانی


Michael Kenna





راهی


تا شب بو و بابونه می روم
بی اعتنا به سنگ های آسمان تو.

شاید کهکشانی سفید
فشرده از ذرات سرد و یخی
مرا همراهی  کند.

چند ستاره ی برفی
 روی چمدانم آب می شود.

ستاره های برفی
 از آسمان راهی شدند
من از کنارتو!

آذر کیانی

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

از فروغ همیشه فروزنده می گویم

چند صدایی باختین درجزیره ی سرگردانی و ساربان سرگردان

مقدمه ای بر زبان شناسی شعر فروغ فرخ‌زاد