"شام" - کتاب " دالان ها"

"شام"
مرد ماهیتابه‌ی نیمرو را روی میز گذاشت. زن از گوشی موبایلش سمفونی «موزارت» را پخش می‌کرد. مرد دنبال شمع گشت. نداشتند. چراغ مطالعه‌ی کوچکی را آورد روی قفسه‌های کتاب ِ در اتاق نشیمن گذاشت و سرش را آن‌قدر به پایین خم کرد تا نورش کم و ملایم شود.
بعد نشستند، زیر آن نور ملایم، با موزارت که بی‌وقفه می‌نواخت، نیمروی دو نفره را خوردند.
--------
منصوره اشرافی- کتاب " دالان ها" نشر شورآفرین 1395

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

از فروغ همیشه فروزنده می گویم

چند صدایی باختین درجزیره ی سرگردانی و ساربان سرگردان

مقدمه ای بر زبان شناسی شعر فروغ فرخ‌زاد