یک شعر



صبح،
پاورچین پاورچین
می آید
شب،
قامت ترک خورده اش را
به ناباوری
دست می ساید
قطره ای نور
در پی آویختن از شاخه ای


می ربایدم خواب از چشم
و می آویزم چنگ،
گوشه ی پیراهن آفتاب را.
----
منصوره اشرافی
نقاشی از کلود مونه


نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

از فروغ همیشه فروزنده می گویم

چند صدایی باختین درجزیره ی سرگردانی و ساربان سرگردان

مقدمه ای بر زبان شناسی شعر فروغ فرخ‌زاد