شعر

" سوال"
چیزی
که تراویده از خامشای هر دیوار
و باریده
از ابرهای عاشق
و پیچیده
بر گیاه صحرایی
و افتاده
برخاک
و روییده
درذهن ملول ذره ذره اش
با خاطرات درد و خون
و شکفته با بهار,
زندگی ست ؟
منصوره اشرافی- از کتاب " دریغا از عشق"

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

از فروغ همیشه فروزنده می گویم

چند صدایی باختین درجزیره ی سرگردانی و ساربان سرگردان

مقدمه ای بر زبان شناسی شعر فروغ فرخ‌زاد