شعری بی عنوان - ناصر علی زاده


Michael Kenna



شعری بی عنوان


شب چو رقصی جادو
 می خرامد به همه صحنه دشت
و نگاه پرسش از درِ روزنکی
سخت مجذوب طلوع فرداست
باد با انگشتان دست در حلقهً گیسوی بلوط
پچ پچ برگ به یک برگ دگر
چو صدایی آرام
درنهایت شاید
خبری هست ز یک مرگ دگر

ناصر علی زاده

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

از فروغ همیشه فروزنده می گویم

چند صدایی باختین درجزیره ی سرگردانی و ساربان سرگردان

مقدمه ای بر زبان شناسی شعر فروغ فرخ‌زاد