شعر

« رویش»
چون انسانِ اولیه
تن سپرده به موجی آغازین،
که تویی

و پرتابم کرده‌ای
 
به شناساییِ هستی
تجسمِ رازی
تراویده از غارهایی
 
که پناهشان جسته‌ام
در دل هر سنگ
رویاهایی خفته‌اند
تو،
همان رویایی
که از من
می‌رویی.

منصوره اشرافی

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

از فروغ همیشه فروزنده می گویم

چند صدایی باختین درجزیره ی سرگردانی و ساربان سرگردان

مقدمه ای بر زبان شناسی شعر فروغ فرخ‌زاد